1Sam

رمز ورود عمومی!

دی۲۹

یه چند مدتیه که خیلی از فروشگاه ها به کارت خوان مجهز شدن. اما مثل همیشه ما یه مشکل اساسی داریم! فرهنگ استفاده از یه وسیله بعد از چند سال بعد از خود وسیله به دست ما میرسه! من معمولن هرجایی که میرم و باید کارت بکشم، سعی می کنم خودم رمز کارت رو بزنم.

یه بار هم که به فروشنده گفتم اگه میشه خودم رمزم رو بزنم، گف ینی ما دزدیم دیگه؟ بعد از این که اسمایلی دهن صاف شدم بازم خودم رفتم رمزم رو زدم!

نوشته شده توسط samildar | در دسته : خاطرات روزانه , خود اصلاح سازی , کلی گویی | ۱ نظز »

سوالات آزمون عملی طراحی صنعتی ۱۳۹۰

آبان۲۷

من خودم امسال کنکور طراحی صنعتی رو دادم. این سوالاش رو براتون آوردم. اگه دیدم بازدیدکننده زیاد داره گزینه ها و عکس هاش رو هم میذارم.

سوال های تستی

۱٫کدام گزینه ی زیر در طراحی گلدان نشان داده شده بیش تر از همه دارای اهمیت است؟

۲٫کدام رنگ ها در بناهای تاریخی ایران بیشتر به چشم می خورند؟

۳٫ساعت رو به رو برای چه کسانی مناسب تر است؟

۴٫زاویه ی فرمان کدام وسیله به سطح افق نزدیک تر است؟

۵٫وسیله ی روبرو نماد چه چیزیست؟

 ۶٫صندلی مقابل برای استفاده در کدام محیط ها مناسب تر است؟

۷٫طراحی مبلمان روبرو از کدام حیوان تاثیر گفته است؟

۸٫موتورسیکلت رو به رو برای چه استفاده ای ساخته شده است؟

۹٫قسمت انتهایی سوزن به چه دلیل به این صورت طراحی شده است؟

۱۰٫وسیله ی روبه رو چه کاربردی دارد؟

۱۱٫چتر پرواز از کدام گزینه ی زیر الهام گرفته شده است؟

۱۲٫عکس مقابل چه ماشینی را نشان می دهد؟

۱۳٫بازشده ی جعبه ی زیر کدام گزینه است؟

۱۴٫کدام گزینه در نشستن پشت میز بیشترین آسیب را میبیند؟

۱۵٫بهترین راه حل برای کاهش صدای جاروبرقی چیست؟

۱۶٫اندازه ی حروف روی برد فرودگاه به چه عواملی بستگی دارد؟

۱۷٫ در کدام گزینه مکان کلیدهای کنترل اجاق گاز مناسب است؟

۱۸٫بهترین حالت برای نشان دادن ارتفاع در ارتفاع سنج هواپیما کدام است؟

۱۹٫سکه های فلزی به چه روشی تولید می شوند؟

۲۰٫روش اتصال کابینت های فلزی آشپزخانه ها چیست؟

۲۱٫در دسته ی کدام وسیله ی زیر عایق حرارتی بیشتر نیاز است؟

۲۲٫تفاوت MDF با نئوپان چیست؟

۲۳٫قسمت مشخص شده در دریل روبه رو چه وظیفه ای دارد؟

۲۴٫طراحی کدام چندراهی برق کامل تر است؟

۲۵٫پروانه ی پشت هلیکوپتر چه کاربردی دارد؟

۲۶٫میز مقابل در حالت تا شده کدام گزینه می شود؟

۲۷٫در صورتی که نقطه ی A را به صورت ساعتگرد بپرخانیم، نقطه ی E چگونه حرکت می کند؟

۲۸٫هرچی فکر کردم اینو یادم نیومد!

۲۹٫وسیله ی مشخص شده در چاقوی روبرو مقابل چه نیرویی مقاومت می کند؟

۳۰٫فنرهای مشخص شده در اسلحه ی روبرو مقابل چه نیروهایی مقاومت می کنند؟

سوال های عملی

۱٫سه دستگیره یکی برای در آپارتمان، یکی برای پنجره ی کشویی و یکی برای پنجره ی لولایی طراحی کنید.

۲٫چهار مدل زنجیر را که دارای ۵ تا ۷ حلقه ی زنجیر است طراحی کنید و حجم را با سایه و روشن نشان دهید.

۳٫حالت بسته شده ی صندلی مقابل را ترسیم کنید.

۴٫دوچرخه ی روبرو را کامل کنید.

۵٫قسمت بالایی ماشین را کامل کنید.

۶٫یک ایستگاه اتوبوس با تمام متعلقاتش را بکشید.

۷٫سه کاربرد دیگر برای کمربندهای مردانه ی چرمی طراحی کنید.

۸٫سه راه حل برای باز کردن شیر دست شویی های عمومی بدون استفاده از دست ارایه دهید.

نوشته شده توسط samildar | در دسته : خاطرات روزانه , کلی گویی | ۱۳ نظر »

قضیه ی خارج

شهریور۱۱

اول ها که بچه بودم یعنی در حد اول دوم راهنمایی همه اش می گفتم من بزرگ بشوم این جا نمی مانم. فقط خارج! بچه بودیم دیگر… یک کم که بزرگ تر شدم عقلم سر جایش آمد و فهمیدم خارج رفتن همین جوری الکی نیست. بعدش هم آن جا کار نریختند که تو بری یکی را برداری! پس از کلی فکر و مشورت به این نتیجه رسیدم که ایران بمانم بهتر است.

کلن هرجا که حرف خارج رفتن می شد من فقط یک نظر داشتم. آن هم این بود که الآن تو ایران کسی که کاربلد باشد نداریم. هرکسی که سرش به تنش می ارزیده بعد از لیسانس رفته خارج. اصلن تا حالا فکر کرده اید چرا هشتاد درصد افرادی که برای کارشناسی ارشد تو شریف در حال درس خواندن هستند کارشناسی را در شریف نبوده اند؟ این یعنی این که اکثر افرادی که تو شریف یا تهران درس خوانده اند بعد از کارشناسی این جا نمانده اند! به این معنا که تو ایران آدمی که کار بلد باشد و بشود رویش حساب کرد نیست. حالا اگه آدم بلد باشه یه کاری بکنه این همه آدم که خودشون هیچ کاری بلد نیستن بهش به اندازه ی کافی پول میدن.

به همین دلیل تو ایران خیلی راحت میشود پول در آورد. ما هم به امید این که خب میرویم دانشگا بعد کار پیدا می کنیم بعد پولدار می شویم و از این حرف ها… گفتیم همین جا بمانیم دیگر. ایران به این خوبی!

…تا این که چند مدتی تو شهرهای بزرگ رفت و آمد پیدا کردم. بله خیلی راحت می شود پول در آورد ولی چیزی که نمی شود به این راحتی کسب کرد شرافت و انسانیت است. نمی خام الکی شعار بدم. نه! تا الآن مشکل ما دولت بود که واسمون کار پیدا نمی کرد ازمون زیاد مالیات میگرفت باهامون بد تا می کرد ولی الآن دیگه تنها مشکلمون دولت نیس که بشه باهاش کنار اومد. الآن مشکل ما خودمونیم. ماها انسانیتمون رو از دست دادیم. انگار نه انگار که همه مون آدمیم.

به چه قیمت؟ به چه قیمت انسانیت رو میفروشی؟ ده تا هزاری؟ بیست تا؟ صدتا؟ با تو ام! با تو راننده ی اتوبوس که تا میبینی مسافر زیاده به جای هفت هزار تومن بیست هزار تومن از یه مسافر بدبخت گرفتی که اونو تو جا خواب بذاری! با تو ام! با تو مغازه دار بی شرفی که تا میبینی طرف به قیمت ها آشنا نیست دقیقن سه برابر با مشتریت حساب می کنی. با تو ام! با تو کارمند نفهم اداره ی دولتی که واسه این که حتی سرتو بالا کنی ببینی ارباب رجوع چی میگن باید بهت پول داد. با تو ام! با تو دکتری که واسه این که بتونی یه ویلا دیگه تو شمال بخری حاضر نیستی کمتر از یک میلیون زیر میزی بگیری! با تو ام! با تو ام تاکسی داری که اگه طرف اهل همون شهر نباشه کل شهر رو دور میزنی که کرایه ی بیشتری بگیری!

این ها درد ماست. این چیزهاییه که تو ایران نمیشه به دست آورد. با پول هم نمیشه! تو میلیاردر هم که باشی کافیه یه روز بخای سه چهار تا مسیر رو با تاکسی طی کنی تا بفهمی احترام ینی چی!

هرچند تو خارج هم ما یه قشری میشیم مثل افغانی های تو ایران. هرچند اون جا هم بهمون بی احترامی میشه. ولی بی احترامی ای که اونجا میشه قابل قیاس با این جا نیست. البته این جمله ی آخر رو از کسایی که خارج زیاد بودن شنیدم. خودم نرفتم هنو. با این اوضاع احتمالن مجبور شم چندتا از کشورها رو برم نیگا کنم. ببینم این چیزایی که از خارج می گن راسته یا نه.

خلاصه با این وضع فعلن بهتره رو خارج رفتن سرمایه گذاری کنیم!

نوشته شده توسط samildar | در دسته : خود اصلاح سازی , کلی گویی | بدون نظر »

خدایا… این یه بار هم خودت درست کن

مرداد۲۷

کلن تا الآن از زندگیم راضی بوده ام. خیلی سختی کشیدم، خیلی وقت‏ها آن چیزی که می‏خواستم نداشتم، خیلی وقت‏ها زیر پتو گریه کردم. اما همه‏اش راضی بودم. از خانواده‏ای که دارم، از خودم، از داشته هام. همیشه هم خدا کمکم کرده که بتوانم آن چیزی که شایسته است را به دست بیارم. هنوز هم یادم هست… سال پنجم ابتدایی درسم در سطح تنبل‏ترین بچه‏ی کلاس بود! آخرهای پنجم بود… کم کم شروع کردم به درس خواندن. آخرش تو مدرسه‏ی راهنمایی نمونه قبول شدم! هنوز یادم هست… سال دوم راهنمایی معدلم ۱۷ شد! برای من این معدل خیلی بد بود. سال سوم کم کم درس خواندم. بد نشد، آخرش تو آزمون نمونه دولتی شهر هشتم شدم. دوره‏ی دبیرستان هم مثل همین‏ها! سال سوم نتوانستم حسابان را پاس کنم. مجبور شدم تک ماده بزنم! امسال هم دیفرانسیل ۱ را افتادم. خیلی برای من بد بود. باید کاری می‏کردم. تا جایی که توانستم تلاش کردم. من باید موفق می‏شدم. بالاخره راهش را پیدا کردم. تغییر رشته دادم. خدا را شکر. آخرش رتبه ام شد ۵۴٫

این‏ها را گفتم که بگویم تا الآن هر اتفاقی تو زندگیم افتاده بود، خدا تا جایی که جا داشت کمکم می‏کرد تا آخرش خوب بشود. اما… گاهی وقت‏ها بعضی چیزها آخر خیلی بدی دارند، خیلی بد… خیلی تلخ… . آدم به آخرش که می‏رسد خشکش می‏زند. دیگر هیچ کاری از دستش برنمیاد. دیگر حتی قادر نیست فکر کند… خدا هم تو این مسائل دخالت نمی‏کند. خب تقصیر خودم بوده. خدا که نمی‏تواند برای این که من راضی بشوم کل نظام هستی را جا به جا کند. دنیا قانون دارد…

خدایا خودت کاری کن که مرا اشتباه نفهمند!

پ ن: آخر همه چیز خوب است، اگر چیزی خوب تمام نشده است حتمن آخرش نرسیده! (چارلی چاپلین) داشتم کم کم باورش می‏کردم!

نوشته شده توسط samildar | در دسته : خاطرات روزانه | ۴ نظر »

چرا (،) کنکور (،) چرا؟!

خرداد۲۴

۱۶، ۱۵، ۱۴، … این عددها برای کنکوری ها آشنا هستند. کنکوری ها با همین عددهاست که زنده اند! این کنکوری های ما این روزهای آخر چند دسته شده اند: یک دسته که از اول سال تغییری نکرده اند همچنان درس نمی خوانند! جالب است اکثر شرکت کنندگان از این دسته اند. نزدیک به یک میلیون نفر شرکت کننده در کنکور هستند اما تقریبن فقط ۲۰ هزار نفر واقعن برای کنکور می خوانند و نتیجه ای نزدیک به نتیجه ی دلخواهشان میگیرند. گروه دیگر گروهی هستند که از اول به شدت درس خوانده اند اما با کم شدن فاصله با کنکور بریده اند! یعنی آن قدر انرژی دارند که بخوانند ولی به جای صرف انرژی بر روی خواندن، انرژی خود را صرف تفکر به شرایط محیطی می کنند. این دوستان توانایی ادامه دادن را دارند ولی پشت سر هم می گویند من بریده ام! دیگر نمی توانم! و این حرف ها مطمئنن بی تاثیر نیستند و کم کم باعث افت انرژی می شود.

گروه دیگر، گروهی هستند که هنوز با اراده ی راسخ به خواندشان ادامه می دهند. اگر احساس خستگی کنند به خود می گویند “خب خسته شدی که خسته شدی، به جهنم که دیگه طاقت نداری. الآن مثلن خسته شی چیزی درست میشه؟ سر جلسه ی کنکور یه سوال هم گذاشتن که اگه شما خسته شدین این رو تیک بزنین تا رتبه تون زیر ۱۰۰۰ شه؟” الآن وقت بریدن نیست. تازه از این ها بگذریم، این گروه به جای غر زدن که نظام آموزشی ما خوب نیست و فلان و بهمان، یک دیدگاه به کنکور دارند که در بند بعدی توضیح داده می شود.

کنکور دقیقن در زمانی برگذار می شود که دانش آموزان حداکثر انرژی را دارند. دقیقن در ۱۸ سالگی! اما کنکور فقط یک امتحان برای دانشگاه نیست. کنکور یک تمرین است. یک تمرین برای زندگی. سال کنکور یکی از بهترین سال های زندگی است. کنکوری ها تو این سال همه ی هدف ها را کنار می گذارند و فقط  و فقط  به فکر کنکورند. نه ورزش، نه بیرون، نه مهمانی، نه… این شرایط، هیچ وقت دوباره در زندگی تکرار نمی شود که برای دست یابی به یک هدف، تمام هدف های دیگر را فاکتور بگیرید. کنکور به ما یاد می دهد چطور زمان را در دست بگیریم. چطور برنامه ریزی کنیم. چطور با برنامه پیش برویم. چطور از هدف های ساده تر بگذریم. چطور تا انتهای مسیر، به هدف خود فکر کنیم و حرکت را ادامه دهیم. این ها همان مهارت های لازم برای موفقیت نیست؟!

بیاییم در این زمان باقی مانده، به جای شکوه و شکایت، تمام انرژی و قدرتمان را به کار ببریم تا به همه و مخصوصن خودمان نشان دهیم چقدر قدرتمند هستیم. هیچ وقت فراموش نکنیم روح ما از جنس خداست، ما نیرویی خدایی داریم و خدا همواره منبع انرژی ای تمام نشدنی برای رسیدن ما به هدف های صحیح است.

 

نوشته شده توسط samildar | در دسته : خود اصلاح سازی , مثلن رسمی! | ۱ نظز »

مایکروسافت رو تحریم کنیم؟!

خرداد۱۹

امروز رفتم تو یک سی دی فروشی، دیدم نوشته ویندوز ۸ رسید! صاحب مغازه سی دی را بهم داد. نیگاه کردم! بهش گفتم بابا عزیز من، من خودم توی سایت مایکروسافت دیدم، گفته بود سال ۲۰۱۲ اگر ویندوزمان آماده شد، منتشرش می کنیم. طرف برگشت یک نگاه عاقل اندر صفیه به من انداخت گفت:«مگه نمی دونی ما از آمریکا جلوتریم؟»

نوشته شده توسط samildar | در دسته : خاطرات روزانه | بدون نظر »

نرم افزار محاسبه گر درصد

خرداد۱۸

این روزها همه آزمون می دهند، شما چطور؟! عرضم به حضورتان که از شوخی بگذریم تو این مدت باقی مانده همه در حال آزمون دادن هستند. من هم گفتم برای این که کمکی به دوست های عزیز کنکوری کرده باشم یک برنامه نوشتم که برای درصد گرفتن، خیلی تو دردسر نیفتند.

دانلود

نوشته شده توسط samildar | در دسته : مثلن رسمی! | بدون نظر »

ان الله مع الخوشگلان!

خرداد۱۱

‘حسین توکلی’با یادآوری اینکه ظرفیت پذیرش دانشجو بیش از تعداد داوطلبین است افزود:طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی از سال ۹۲ با ابلاغ کمیته کارگروه مجلس ، قانون حذف کنکور اجرایی خواهد شد!!!

مدارکشم موجوده. بگم؟ بگم؟ http://irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30408674

پ ن۱: دست گلتون درد نکنه!

پ ن۲: بعد اونوخ بر اساس خوشگلی آدما رو تو دانشگاه های مختلف می ذارین؟

نوشته شده توسط samildar | در دسته : [مینیمال های] همین جوری! , مثلن رسمی! | ۱ نظز »

منو اشتباه گرفته بود!

خرداد۱۱

امروز یکی از دوستان اینترنتی به نام فهیمه خانم (که خیلی هم برایم محترم هستند) که نزدیک به یک سالی می شود با هم آشنا هستیم، با کمال ادب و تشکر عرض کردند که من ایشان را هک کرده ام! چرا؟ به دلیل یک سری حدس هایی که بر اساس تجربه و اطلاعات زده بودم! خلاصه آخرش نفهمیدم نتیجه ی تفکراتشان در مورد من چه شد. ما هم عادت نداریم خودمان را به زور در جایی جا بدهیم. حتی توی اد لیست! مجبور شدم خاطراتشان را در ذهنم حک کنم.

خیلی از این ناراحتم که چرا بقیه فکر می کنند من همه اش دارم نقشه ی بدی در موردشان می کشم. تو این زمینه فقط خانواده ام هستند که واقعن باور دارند من تمام تمرکزم را برای استفاده از دانسته هایم در جهت کمک به بقیه به کار می بندم.

بد نیست دوباره ملاک های زندگیم را بررسی کنم.

نوشته شده توسط samildar | در دسته : خاطرات روزانه , خود اصلاح سازی | بدون نظر »

دفترچه ی انتخاب رشته ی کنکور ۸۹

خرداد۱۰

رشته ی ریاضی و فیزیک

رشته ی تجربی

رشته ی انسانی

رشته ی هنر

رشته ی زبان

 

منبع: سایت رسمی گزینه ی دو

نوشته شده توسط samildar | در دسته : مثلن رسمی! | ۲ نظر »